تبليغاتX
روزنه جغرافیایی - تحول در طرحهای توسعه شهری در آمريکا
 
بین همه عشقهای دنیا عشق است ابوالفضل
 

تحول در طرحهای توسعه شهری در آمريکا

الف) روند شکل گيری طرح های جامع

ب) تحول در محتوای طرح های توسعه شهری

ج) تحول در شکل و انواع طرح های توسعه شهری

 

روند شکل گيری طرح های جامع

در سال 1928 قانون برنامه ريزی شهری در آمريکا به تصويب رسيد. در  دهه های 1940 و 1950 موضوعات مربوط به ماهيت، تعريف، انواع و وظايف طرح های جامع به يک مجادله نظری و حرفه‌ای وسيع بدل گرديد. و در غياب يک نظام قانونی يکپارچه (مثل انگلستان) انواع طرح های مختلف توسعه شهری، در ايالات مختلف آمريکا به صورت های گوناگون و حتی با نامهای متفاوت تهيه و اجرا می شدند. طرح عمومی، طرح جامع، طرح اصلی و طرح شهری که شکل و محتوای اصلی همه آنها بر الگوی «برنامه ريزی جامع» و تهيه طرح کالبدی و نقشه کاربری زمين استوار بود. اما در دهه 1960، تحت تأثير عوامل درونی حرفه شهر سازی، از يک طرف، و تحولات بيرونی (اقتصادی و اجتماعی)، از طرف ديگر، موضوع طرح های جامع و مباحث مربوط به تعاريف، وظايف و شکل و محتوای آنها به يک مجادله نظری و حرفه ای وسيع بدل گرديد و به تدريج تغييراتی در نحوه تهيه و اجرای طرح های جامع به وجود آمد.

 

تعريف طرح جامع از نظر گودمن

طرح جامع يک سند رسمی عمومی است که به عنوان راهنمای تصميمات در مورد توسعه و عمران کالبدی جامعه شهری به تصويب نهاد محلی می رسد و مسير کلی توسعه و عمران آتی شهر را از نظر مسئولان قانونی برای دوره 20 تا 30 ساله بعدی معلوم می کند.

ويژگی های اصلی يک طرح جامع اين است که طرح جامع، کلی و دراز مدت باشد.

در سال 1970 سه تحول اساسی در محتوای طرح جامع مطرح گرديد:

 الف) اهداف اقتصادی- اجتماعی

ب) تعيين سياست ها

ج) رويکرد فرآيندی

   

تعيين سياست ها

1.تعريف مسئله، امکانات و موضوع      

2. تعيين معيارهای ارزيابی        

3. تعيين گزينه‌ها

4. ارزيابی گزينه‌ها               

5. انتخاب گزينه ها

6. ارزيابی نتايج

 

تحول در شکل و انواع طرح های توسعه شهری

الف) سطح برنامه ريزی و تصميم گيری

ب) تنوع طرح ها

 

تنوع طرح:

در دهه های 1960 و 1970 طرح های توسعه و عمران شهری در ايالات متحده، اولاً از نظر موضوع و محدوده، مشخص تر و منظم تر شده، و ثانياً از جهت نحوه تهيه و ارائه، عميق تر و پربارتر شده است.

 

انواع طرح ها از نظر شکل

طرح های تفصيلی اجرايی (Bluprint)

طرح های طراحی محيط (Site plans)

طرح های ساختاری (Structure plans)

طرح های مفهومی (Concept plans)

طرح های راهنما (Guidelines)

 

انواع طرح ها از نظر محتوا

طرح های جامع (Comprehensive plan)

طرح های منطقه شهری (District plans)

طرح های ساخت مجموعه (Site plans)

طرح های فرعی (Sub system plans)

 

تحول در برنامه ريزی کاربری زمين در آمريکا

الف) پشينه ضوابط کاربری زمين در آمريکا

ب) تغيير در مفهوم زمين و فضا

ج) تحول در روش های کاربری زمين در طرح های شهری

 

نظری به پشينيه ضوابط کاربری زمين در آمريکا

نخستين قانون مربوط به تفکيک اراضی در سال 1885 به تصويب رسييد، و نخستين مقررات منطقه بندی در سال 1922 در نيويورک به اجرا درآمد. کاربری زمين معمولاً از چند ابزار قانونی استفاده می شد که عمده آنها عبارت بودند از:

1- ضوابط منطقه بندی

2- مقررات تفکيک اراضی

3- ضوابط صدور پروانه

4- عوارض و ماليات زمين

 

تحول در روش های کاربری زمين در طرح های شهری

کاربری زمين پديده ای است که مدام در حال تغيير و تحول است و بنابراين به يک ديدگاه پويا و تکاملی نياز دارد. کاربری زمين صرفاً يک امر کالبدی نيست و با اهداف اقتصادی و اجتماعی مثل ايمنی، آسايش شرايط سياسی، نيروهای اجتماعی و غيره سروکار دارد. کاربری زمين، در عالم واقع، بازتاب فعاليت های انسانی در مفهوم وسيع آن است و نقشه های کاربری زمين بيشتر به موضوع «کجا» مربوط می شود تا «چرا».

فعاليت های انسانی دارای نظام پيچيده ای است که به عملکرد افراد، خانواده ها، موسسات اقتصادی و نهادهای عمومی مربوط می شود.

برای برنامه ريزی کاربری زمين:

اولاً لازم است که نظام فعاليت های شهری شناخته شود.

ثانياً نيازهای فضايی هر نوع فعاليت معلوم گردد.

ثالثاً معيارهای مناسب برای مکانيابی درست فعاليت‌ها و توزيع بهينه اراضی ميان آنها تدوين و به کار گرفته شود.

يکی از مقولات مهم برنامه ريزی کاربری زمين، طبقه بندی کاربری های شهری است.

انواع کاربری زمين به 8 مقوله اصلی (همراه با رنگ خاص قرار دادی برای ارائه در نقشه) تقسيم شده است.

در سال 1965 راهنمای مقررات استاندارد کاربری زمين در ايالات متحده به تصويب رسيد.

از دهه 1970 به بعد، اصول و روش های برنامه ريزی کاربری زمين در آمريکا، هم از جهت نظری و هم از نظر عملی، رو به تکامل نهاد و در انواع طرح های توسعه و عمران شهری و منطقه ای به کار گرفته شد. از جمله با تحول در ضوابط منطقه بندی، گسترش مفهوم واحد همسايگی و توسعه دانش طراحی محيط و طراحی شهری بيش از پيش به سمت اهداف کيفی، اجتماعی و زيباشناختی متمايل گرديد.

 

تحول در ضوابط منطقه بندی در آمريکا

«منطقه بندی» عبارت است از تقسيم کالبد يک جامعه شهری به مناطق برحسب نحوه استفاده از اراضی آن در حال يا آینده به منظور نظارت و هدايت استفاده و عمران اراضی. اين روند بيش از هر چيز به نوع استفاده از زمين و ساختمان ها، ارتقاء و توده ساختمان ها، نسبت سطح و حجم و تراکم جمعيت در هر محدوده زمين مربوط می شود.

 

انتقادات وارد بر منطقه بندی

الف) انتقادات اقتصادی- اجتماعی (رانت و نابرابری)

ب) انتقادات کالبدی- فضايی (تقسيمات مصنوعی و يکنواختی)

پ) انتقادات اداری و اجرايی (رشد بوروکراسی و فساد اداری)

منطقه بندی (Zoning) معمولاً به صورتی مستقل از روند برنامه ريزی انجام می گيرد در حقيقت هسته واقعی نظام کنترل کاربری زمين در آمريکا برنامه ريزی نيست بلکه منطقه بندی است. اما اين هسته به طور رسمی از نظام برنامه ريزی جدا شده است. اين هسته بوسيله يک «کميسيون منطقه بندی» مجزا برای هر ناحيه محلی اداره می شود. منطقه بندی ابزاری برای جداسازی انواع مختلف کاربری زمين است.

منطقه بندی نقطهای: در برخی موارد، برای يک کاربری خاص در درون يک منطقه، شرايط ويژه‌ای تعيين می شود.

کاهش تراکم: اصلاح ضوابط منطقه بندی، وقتی که تراکم زياد باعث ناراحتی و مخالفت همسايگان می‌شود.

منطقه بندی قراردادی: به موجب قراردادی معين ميان مالک و دولت محلی مقررات منطقه بندی مورد تجديد نظر قرار می‌گيرد.

منطقه بندی خوشهای: منطقه بندی به جای شمول بر تمام يک منطقه مسکونی، برای بخش‌هايی از آن به صورت خوشه‌ای تعيين می شود که به تنوع و گسترش فضای باز کمک می کند.

واحد عمران با برنامه: برای برخی نواحی به دليل شرايط خاص برنامه‌ريزی و طراحی مقررات ويژه‌ای در نظر گرفته می شود.

اصلاحات منطقهبندی: پيش بينی تغيير و اصلاح در مقررات منطقه بندی يا تجديد نظر در منطقه‌بندی.

منطقهبندی نواحی ويژه: برای برخی نواحی شهری، به دليل عملکرد خاص مقررات ويژه منطقه بندی تعيين می شود.

 

کليات طرح جامع سانفرانسيسکو

طرح جامع سانفرانسيسکو:  

1. فراگير         

2. دراز مدت         

3. کلی

اهداف عمومی طرح جامع سانفرانسيسکو شامل 6 هدف به شرح زير تعيين شده است:

1. حمايت، حفاظت و تقويت ارزش های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی

2.بهسازی محيط شهری

3.بهسازی محيط شهری به عنوان مکانی برای تجارت و صنعت

4.هماهنگ کردن الگوی متنوع کاربری زمين با تسهيلات عمومی و نيمه عمومی مورد نياز

5.هماهنگ کردن الگوی متنوع کاربری زمين با شبکه راهها و تسهيلات

6.هماهنگ ساختن رشد و توسعه شهر

راهنمای کاربری اراضی

کاربری هايی که در بخش های مختلف طرح جامع آمده است:

1. کاربری مسکونی     

2. کاربری تجاری و صنعتی

3. کاربری تفريحی                  

4. کاربری تسهيلات عمومی

5. نواحی سيل گير                   

6. تراکم جمعيت و ساختمانی

 

اهداف و سياست های مسکن

عنصر مسکن ابتدا به وضع کلی مسکن در شهر از نظر کميت، کيفيت، نحوه تهيه مسکن و امکانات انتخاب مسکن اشاره دارد. در طرح جامع سانفرانسيسکو، اهداف و سياست های بخش مسکن در 9 زمينه تعريف و تدوين شده است که عبارتند از: عرضه مسکن جديد، تراکم مسکن، حفظ مسکن موجود، شرايط مسکن، محيط همسايگی، تنوع مسکن، جا به جايی مسکن، هماهنگی در سطح منطقه.


عنصر تفريح و فضای باز

1.نظام فضای باز منطقه ای       

2. نظام فضای باز پهنه شهر       

3. نواحی ساحلی         

4. واحدهای همسايگی

5. مرکز شهر

سياست های مربوط به نظام فضای باز منطقه ای، تأمين راههای دسترسی به صورت توسعه حمل و نقل عمومی، مسيرهای دوچرخه، مسيرهای پياده و مسيرهای تاريخی  در نظر گرفته شده است.

عنصر طراحی شهری

عنصر طراحی شهری شامل هويت و نظم کالبدی شهر و بيانگر روابط ميان مردم و محيط زندگی آنان است. برنامه طراحی شهری نوعی تشريح کيفيت، براساس نيازهای انسانی است. اين برنامه يک برنامه عمومی است که پاسخ گويی موضوعاتی است که به الگوی شهری، حفاظت، توسعه های عمده جديد، و محيط همسايگی مربوط می شود.

منبع کتاب توسعه راهبردی در برنامه ریزی شهری

  نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 6:10 بعد از ظهر  توسط علیرضا خیاطی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM