تبليغاتX
روزنه جغرافیایی
 
بین همه عشقهای دنیا عشق است ابوالفضل
 

فريادي كه به جاودانگي پيوست

((ان الحياه عقيده و الجهاد)). سخنم را با گفته‌اي از مولا حسين شهيد بزرگ خلق‌هاي خاورميانه، آغاز مي‌كنم.

من كه يك ماركسيست - لنينيست هستم براي نخستين بار عدالت اجتماعي را در مكتب اسلام جستم و آنگاه به سوسياليسم رسيدم. من در اين دادگاه براي جانم چانه نمي‌زنم، و حتي براي عمرم. من قطره‌اي ناچيز از عظمت و حرمان خلقهاي مبارز ايران هستم. خلقي كه مزدك‌ها و مازيارها و بابك‌ها، يعقوب‌ليثها، ستارها و حيدر عمو اوغلي‌ها،  پسيان‌ها و ميرزا كوچك‌ها، اراني‌ها و روزبه‌ها و وارطان‌ها داشته است. آري من براي جانم چانه نمي‌زنم، چرا كه فرزند خلقي مبارز و دلاور هستم.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 11:47 بعد از ظهر  توسط علیرضا خیاطی  | 

از نظر مكنزي رشد شهرها با شش كيفيت مرتبط است:

۱- تراكم؛ تمايل باطني مردم حكم مي‌كند كه دور هم جمع شوند، نزديك به هم زندگي و در مجاورت محل كار خود در محل مناسبي سكونت اختيار كنند. همين تمايل ذاتي مردم با گرايش به طرف مركز سبب پيدايش مراكز مسكوني و شهرها مي‌شود. در مراكز غالب شهرهاي بزرگ كنوني، آثار و بقاياي شهر قديمي يا شهر ابتدايي به نحوي مشهود است و بخشهاي ديگر شهر در حول وحوش اين كانون قرار گرفته اند.

۲- عدم تراكم؛ يكي از كيفيتهاي عمومي شهرهاي بزرگ بخصوص از زماني كه وسايل نقليه مدرن، خيابانهاي آسفالت، برق و وسايل ارتباطي، جنبه همگاني يافته عبارت است از عدم تراكم يا انتقال بعضي از تاسيسات و منازل مسكوني به حواشي شهر، جايي كه زمين فراوان است. عدم تراكم يا گريز از مركز عكس العمل حالت تراكم يا گرايش به طرف مركز است.

۳- تمركز؛ كه بر كيفيت توزيع جوامع و تاسيسات در شهر دلالت دارد. بتدريج مناطق مشخصي نظير ناحيه صنعتي، ناحيه تجاري و ناحيه مسكوني در مركز شهر پديد مي‌آيد و هر يك از اين نواحي جاي مناسبي را براي خود مي‌گيرند، ولي عملاً اين نواحي متمركز و فشرده‌اند.

۴- عدم تمركز؛ در مراحل رشد پاره‌اي از شهرها مشاهده شده است كه يكي از فعاليتهاي عمومي شهر مثل فعاليت صنعتي، تجاري و يا اداري از شهر حذف شده و در محلي ديگر نزديك شهر مستقر شده است و در نتيجه بخش مستقل يا شهر كوچكي حول وحوش آن فعاليت بوجود آمده است (شهرهاي اقماري).

۵- تفكيك نواحي مسكوني؛ هر قدر عمر شهر بيشتر مي‌شود نواحي مسكوني حالت جديدتري به خود مي گيرند. بخشهاي مشخص مسكوني در شهر و بخصوص در كناره‌هاي آن پديد مي‌آيد. هر يك از اين بخشها با صفات اقتصادي و اجتماعي مشخصي كه دارند حاكي از سطح فكر، درجه تمدن و ميزان درآمد مردم آن بخش است.

۶- هجوم و توالي؛ كيفيتي است كه مهاجرت و جابه‌جا شدن گروه‌هايي از مردم با ساختمانها را در داخل شهر مشخص مي‌سازد . بتدريج گروه‌هايي از مردم يا بعضي از تاسيسات داخلي شهر تغيير مكان مي دهند. مردمي كه از نظر اجتماعي و اقتصادي پايين تر از سايرين هستند، پس از تغيير وضعي كه براي آنها پيش  مي‌آيد مساكن خود را در شهر عوض مي كنند و عده ديگري جاي آنها را مي گيرند. منازل مسكوني نيز به مرور از مركز شهر دور مي‌شوند و جاي آنها را تاسيسات ديگري اشغال مي‌كند.

  نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 2:11 قبل از ظهر  توسط علیرضا خیاطی  | 

1- همگي ما خودمان را براي كشتن اژدها آماده مي‌كنيم؛ اما در پايان به وسيله مورچه‌هاي كوچك دريده مي‌شويم كه هرگز به آنها اهميتي نمي‌داديم.

2- بزرگترين ترس اين نيست كه در انجام كاري ناتوان باشيم، بلكه بالاترين درجه ترس و وحشت وقتي است كه متوجه مي‌شويم بسيار بيشتر از آني كه فكر مي‌كرديم توانمندتر هستيم.

3- علم و دانش سالخوردگي يعني اينكه، پيروزي‌هاي فوري را با موفقيتهاي بادوام معامله و معاوضه كردن.

4- كسي كه مي‌خواهد استاد باشد، فقط بايستي يك رشته را انتخاب كند تا در آن به مرحله تكامل برسد.

5- اگر برادر ما رمق فرياد زدن ندارد، ماييم كه بايد اين كار را برايش انجام دهيم.

6- به مذهب خود، هر چه هست، عمل كنيد.

7- براي آگاهي از استعدادها و محدوديتهايتان، هيچ كس مناسب‌تر از خودتان نيست.

8- ذهن قادر است هر كاري انجام بدهد و هر چيز تنها هنگامي رخ مي‌دهد كه به آن اجازه بدهيم.

9- ايمان اگر خوب پرورش داده شود، در برابر هر نوميدي مقاومت مي‌كند.

10- مبارز راه روشنايي تصميم‌هايش را به بعد موكول نميكند.

  نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 0:6 قبل از ظهر  توسط علیرضا خیاطی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM