بین همه عشقهای دنیا عشق است ابوالفضل |
چی بگم که خيلی تنهام ميدونی ياری ندارم
چـی بگم که غير غـصه ديــگـه دلـداری نـدارم
هيچ کسی پا نميزاره به سراچه ی خيالم
هيچ کسی نداد جواب اين سوال بــــی جوابم
هر کس اومد دو سه روزی از دلم بازيچه ای ساخت
دلم من مثل عروسک ساده بود دل به دلش باخت
ساده بود دل به دلش باخت
گله و گلايه ای نيست گله و گلايه ای نيست
بی وفايی رسم عشقه بی وفايی رسم عشق
عاشقها تنها ميمونن تــــنهايـــــــــی مرام عشقه![]()
استراتژي قضاوت در فوتبال
واژه استراتژي به معناي علم لشكركشي، خدعه جنگي و رهيافت طولاني ميباشد و به نظر ميرسد بتوان آن را مترادف با خط مشي دانست. ولي براي عوام استراتژي با نقشه براي جنگ و اجراي آن رابطه تنگاتنگي دارد و براي آنها استراتژي يعني فعاليت نظامي صرف كه در آن افسران عالي رتبه با طرح كلي هدايت حملات نظامي سروكار دارند، اما به اين پديده محدود نميشود و در حال حاضر از مفهوم سنتي خود يعني جنگ خارج شده و تعريفهاي صرفاً نظامي عملاً ديگر وجود ندارد. تعريفهايي كه اخيراً ارائه شده همگي بر اين نكته تاكيد دارند كه استراتژي يك رشته مستقل علمي نيست بلكه هنر تخصيص و كاربرد ابزار براي تحصيل هدف ميباشد و با توجه به اينكه استراتژي از سياست تبعيت ميكند و نميتوان آنها را از يكديگر تفكيك نمود زيرا هر دو متضرر خواهند شد.
بديعي هست در جوامع دموكراتيك براي نيل به اهداف مبتني بر سياست اتخاذ شده خود توسط رهبران سياسي نياز به يك استراتژي بزرگ و فراگير داشته تا جامعه بتواند براساس خط مشي موجود با بهرهگيري از تمام ظرفيت تعقل استراتژيك به يك ساماندهي و حركت هدف دار برسد. داوري فوتبال استراتژي مشخص را طلب مينمايد اما پيش نياز تعيين استراتژي قضاوت خودشناسي است و لازم است داوران از ظرفيت ،پتانسيل و وضعيت خود آگاه باشند.
خودشناسي
بايد به خاطر داشت كه مواد مخدر و الكل بزرگترين معضل دنياي امروز نيست بلكه نفس و منيت بزرگترين معضل دنياي امروز است. نفس گرايي دو نوع است يكي خود ترديدي و ديگري غرور بيجا كه هر دو نوع دشمن عظمت و شكوه انساني هستند.
به آساني ميتوانيم بفهميم كه خود ترديدي ناشي از نبودن عزت نفس است زيرا افرادي كه دچار اين عارضه هستند در امور روزمره طوري رفتار ميكنند كه انگار كمتر از ديگران هستند.
كساني كه دچار غرور بيجا هستند طوري رفتار ميكنند كه انگار يگانه عالم هستند، اما روي ديگر سكه اين است كه آنها در واقع دارند كمبود عزت نفس خود را جبران ميكنند. حتي در زماني كه براي همه واضح و معلوم است كه آنان در خطا هستند اصرار زيادي به درست بودن خودشان دارند و از با كفايت ساخت ديگران خودداري ميكنند. زيرا فكر ميكنند انجام اين كار چيزي را از وجود خود او خواهد كاست و اين منيت انسان هنگامي عارض ميشود كه نفس بر عقل غلبه نمايد يعني دور شدن از خدا. اگر نميدانيد كه كيستيد، اگر با خودتان بيگانه و عنصري غير متعهد هستيد و جهت و آرماني نداريد و اگر وحدت و يگانگي بر رفتار شما حكمفرما نيست و در مواقع سخت و لحظات بحراني منش و شخصيت خود را از دست ميدهيد، نا ممكن است عنصري موفق و قابل قبول در جامعه خصوصاً در عرصه داوري باشيد. لذا براي رسيدن به خودشناسي بايد در مواردي كه چه كسي هستيد با خويشتن صادق و راستگو باشيد.
توماس هريس چهار حالت يا نگرش اساسي كه ما نسبت به ديگران يا خودمان ميتوانيم داشته باشيم را بدين صورت بيان ميكند:
|
حالت اول (من بدم، شما خوبيد) احساس ميكنيد كه مورد ترحم ديگران واقع شدهايد و بيش از حد نيازمند حمايت و پذيرش ديگران هستيد. نگران اطمينان بخشي و حمايت مورد نيازتان از ديگران هستيد. به خود شك داريد. ارزش كمي براي خود قائليد. معمولاً هراس از مواخذه بدون دليل داريد. |
حالت دوم (من بدم، شما بديد) اميد شاد بودن را وا گذاشتهايد. جمع گريزيد و تنهايي را ترجيح ميدهيد. احساس ميكنيد كه به خوبي مورد پذيرش و حمايت جمع قرار نگرفتهايد. وقتي ديگران خدمت يا حمايتي به شما ارائه ميكنند به بهانه شرير بودن، ضعيف بودن و كاملاً نگرش منفيتان نسبت به آنها از پذيرش سرباز ميزنيد. خودتان را قبول نداريد. |
|
حالت سوم (من خوبم شما بديد) كمك و حمايت ديگران را رد ميكنيد. به ميزاني كه ديگران از شما ميگريزند شما خودتان را برتر و حقاني تر ميپنداريد. فرد مستقلي هستيد. خود را درگير مسائل ديگران نميكنيد. حمايت و كمك ديگران را به دليل تصور منفيتان از آنها رد ميكنيد. از ديگران توقع داريد تصوير مثبتي از شما داشته باشند ولي شما از آنها تصوير مثبتي نداريد. |
حالت چهارم (من خوبم، شما خوبيد) احساس ارزشمندي مي كنيد. احساس مي كنيد ديگران نيز ارزشمندند. خودتان و ديگران را دوست داريد. دوست داريد در ارتباط اجتماعي معنا دار و سازنده وارد شويد. زندگي را به عنوان يك تجربه ارزشمند و پر معني ميبينيد. |
اينك به تمركز يافتن در خود و ارزيابي نگرش ديگران در مقابل رفتارهاي شخصيتان ميتوانيد به ارزيابي خود پرداخته و از چگونگي وضعيت خود آگاه شويد. بديهي است روند رشد و تعالي اخلاقي انساني در تلاش براي رسيدن به فضاي حالت چهارم مي باشد.
استراتژي قضاوت
يك مسابقه فوتبال كه از سه تيم تشكيل ميشود، در ميدان طبيعي است كه براي وجود نظم تشكيلاتي بايد همواره هر گروه به تنهايي استراتژي خود را دنبال كند، تا در نهايت يك فوتبال زيبا خلق شود. اينك به استراتژي قضاوت كه منحصر به تيم داوري ميباشد ميپردازيم.
1- استراتژي يك بازي
2- استراتژي براي يك فصل مسابقات
3- استراتژي جهت مسابقات خارجي
داوران فوتبال براي قضاوت در يك مسابقه، يك فصل و همچنين مسابقات خارجي حتماً ميبايست برنامه ريزي اصولي نموده و استراتژي خود را تعيين نمايند. بديهي است كه قالب استراتژي از 17 قانون و 3 اصل عدالت، سلامتي و لذت تشكيل شده و همچنين براي تعيين رهيافت يك بازي الزاماً داوران بايد از شرايط انجام مسابقه و سطح كيفي و اهميت بازي بطور كامل آگاه باشند و همچنين بايد بدانند كه هر بازيكن در درون زمين به مثابه هدفي مورد هجوم انواع آسيبهاي روحي رواني، شخصيتي و.... قرار ميگيرند و مربيان كه با يك قضاوت نادرست از هستي ساقط ميشوند، و در ديد كلان ممكن است با يك تصميم غلط داور كشوري دچار تنش و آسيب گردد.
تمامي اين مجموعه چشم اميد به قضاوت داور دارند، لذا ضرورت استراتژي قضاوت در نزد داوران در يك بازي كاملاً حس ميشود، ضمن اينكه همين استراتژي تك بازيها كه همانند يك سلول ميباشند و با قرار گرفتن در كنار هم شخصيت داوري آنها را پديد ميآورد و در نهايت به بروز سبك و روش خاصي در قضاوت منجر ميگردد. مصداق اين مطلب نحوه قضاوت گذشتگان داوري كشور كه بعضاً پايه گذار سبكي خاص در قضاوت و داوري ميباشد.
اساساً داوران را ميتوان در پايان يك فصل مسابقات در 4 گروه تقسيم بندي كرد:
1- داوراني كه فصل را خوب شروع ميكنند و خوب به پايان ميرسانند.
2- داوراني كه فصل را خوب شروع ميكنند و بد به پايان مي رسانند.
3- داوراني كه فصل را بد شروع مي كنند و خوب به پايان ميرسانند.
4- داوراني كه فصل را بد شروع ميكنند و بد به پايان ميرسانند.
بديهي است كه بهترين داوران افرادي هستند كه در گروه يك قرار مي گيرند. اينان از استراتژي خوبي بهره مند بوده و همچنين از راهبردهاي قضاوت به نحو احسن سود بردهاند كه در ادامه به آن خواهيم پرداخت.
به من تكيه كن، تكيه كن، تكيه كن
كه خاصيت عشق را ميشناسم
به من تكيه كن مثل شبنم به برگ
تو را بهتر از برگها ميشناسم
تو را روي گلبرگها مينويسم
در آغاز در انتها مينويسم
در آغاز دفترچهي مشقهايم
تو را گر چه من بود، "ما" مينويسم
![]()
آبی باشید.![]()
زنده پر غرور جاویدان ای گروه پر توان استقلال ![]()
استقلال قهرمان
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|