بین همه عشقهای دنیا عشق است ابوالفضل |
تاريخچه:
توريسم و گردشگري در معاني وسيع کلمه، از جمله عادات قديم طبقة ثروتمند بوده است. اما جنبش گردشگري بويژه از سده هجدهم، که قرن ظهور رومانتيسم و پيدايش انقلاب صنعتي است، رو به گسترش و بالندگي مي نهد. قديميترين اشکال گردشگري که در اروپا بسيار رايج بوده، مسافرتهاي اشراف و شاهزادگان جوان بوده است که به منظور آشنايي با شيوه هاي مختلف حکومت و زندگي مردم به نقاط مختلف صورت مي گرفته است. چنين مسافرتهايي جزئي از برنامه هاي سنتي آموزش و پرورش آنان را تشکيل مي داده که بعضاً تدارک آن توسط سازمانهاي ويژه اي که مأموريت ترتيب دادن آن را به عهده داشتند انجام مي گرفته است .در جوامع شرقي مي توان نمونه هاي روشنتري از صور بي اين شكل گذران اوقات فراغت و توريسم تفريحي را در ميان گروههاي اشرافي رديابي کرد. مثلاً برنامه هاي شکار دسته جمعي درباريان که در فرهنگ نقاشي ايران چه در سنگ نبشته هاي تخت جمشيد يا طاق بستان و چه در هنر مينياتور منعکس است، خود حکايت از وجود نوعي از توريسم تفريحي و سرگرم کننده در بين طبقات اشراف مي نمايند. اشکال ديگري از توريسم در دنياي قديم سفرهاي درويشان، قلندران، جاسوسان و مسافرتهاي استثنايي ماجراجويان بوده است که براي کسب اطلاعات و ارضاي حس حادثه جويي خود صورت مي گرفت. آنچه مسلم است، از دوران باستان تاكنون همواره سه نوع انگيزه اصلي و اساسي محرك انسانها در تغيير موقت محلاقامت آنان و انجام سفرهاي كوتاه يا طولاني و خطرناك بوده است: انگيزه هاي ديني، تفريحي و كنجكاوي. به جرات ميتوان مدعي شد كه در دوران باستان، اولين و اساسيترين انگيزه سفر احساسات ديني بوده است و مردم براي ديدن اماكن مقدسه به سفرهاي طولاني دست ميزدند. همين انگيزه، چينيهاي پيرو «بودا» را براي سفر به هندوستان و پيمودن هزاران فرسنگ راه برانگيخته است. يونانيان و روميان هم در دسته ها و گروه هاي عظيم به معبد «دلفي» سفر ميكردند تا به پيشگوييهاي «اراكلس» گوش فرا دهند. حس كنجكاوي نيز از جمله انگيزه هاي سفر است كه همواره از دوران باستان وجود داشته و انگيزه سفرهاي طولاني براي شناسايي آداب و رسوم و سنن قبايل و ملل ديگر بوده است. داستانهاي نقل شده توسط جهانگردان سفرنامه نويس كه معروفترين آنها «هرودت» است، گاهي تنها مدرك موجود و مبتني بر وجود تمدنهاي بزرگي است كه ناپديد شده اند، ولي كاوشهاي باستانشناسي وجود آنها را ثابت كرده است. بازيهاي المپيك هم طي حدود 1200 سال (از سال 776 قبل ميلاد تا 393 بعد از ميلاد مسيح) نه تنها يونانيان، بلكه روميان را نيز از سراسر امپراتوري و حتي از سرزمينهاي دوردست به خود جلب ميكرده است. علاوه براين، در دوران باستان خاصيت شفابخشي آب چشمه هاي معدني هم يونانيان و روميان را به اميد شفا و سلامت به خود جلب ميكرده است. در امپراتوريهاي ايران و روم وجود جاده هاي خوب و سهولت و امنيت مسافرت در پرتو قدرت امپراتوريها و وجود سرويسهاي منظم ارابه و كالسكه راني، مردم مرفه را به ديدار نقاط جالب و متنعم از آرايش و زيبايي مناظر طبيعي تشويق ميكرد و گروهي را نيز براي خوشگذراني به رم و يا ساير نقاط سوق ميداد. رفته رفته اين نوع مسافرتهاي تفريحي نيز براي خود جايگاه مشخص و مهمي را احراز كردند. در قرون وسطي زيارت دوباره اهميت خود را بازيافت، زيرا اروپاي قرون وسطي مصادف بود با توسعه مسيحيت كه تشويق كننده افراد به سفر براي اداي فرايض ديني است. علاوه بر اين، در خاور دور نيز بوداييان براي زيارت معابد به سفرهاي خود ادامه ميدادند و در سده هشتم ميلادي مكه نيز به صورت يكي از عمده ترين مراكز جلب زايران ممالك اسلامي درآمد. در اين دوران ايجاد شرايط و امكانات لازم براي همزيستي مسالمت آميز بين قبايل و دول مختلف ضرورت ايجاب ميكرد كه نمايندگان دول همسايه و يا دور از يكديگر همواره در سفر باشند. افزون بر اين، جاذبه و تصور كسب سودهايكلان از طريق دستيابي به كالاهاي كمياب، بازرگانان را بر آن ميداشت تا در جستجوي كالاهاي مناسب به نقاط دور دست سفر كنند. به عنوان مثال، يونانيان مستعمراتي را در سواحل درياي سياه، درياي مديترانه تا مارسي ايجاد كردند و با اهالياطراف به تجارت پرداختند. تجار رومي نيز در جستجوي كهربا به سواحل بالتيك و به دنبال فولاد به «ويستولا» و براي يافتن روي به جزاير بريتانيا رخنه كردند و به هر حال، مبادلات بازرگاني در كليه جهات صورت ميگرفت. تا آنجا که اطلاعات تاريخي نشان مي دهد ، سير و سياحت براي استراحت و تفريح از اوايل قرن شانزدهم شروع شده و مردم براي بازديد از شهرهاي بزرگ و معروف دنيا، اقدام به مسافرت نموده اند. بديهي است که انگيزه اصلي سفر سياحان معروفي چون مارکوپولو، ابن بطوطه، ناصر خسرو و نظاير آنها را نمي توان تفريحي و استراحت دانست. بلکه اينان سياحان حرفه اي بوده اند که براي اکتشافات ، تجارت، ماجراجويي، شناخت سرزمينها و اقوام ديگر و يا زيارت و مقاصدي که ناشي از استراحت و تفريح نبوده اقدام به سفرهاي چندين ساله مي کردند. در قرن هجدهم به دنبال دگرگونيها و تحولاتي که در ساختار اجتماعي و اقتصادي اروپا منبعث از انقلابات کشاورزي و صنعتي روي داد، به تدريج يک نوع مسافرت تفريحي براي استفاده از سواحل درياها و سرگرمي و استراحت، جاي مسافرتهاي سنتي – آموزشي اشراف را گرفت و افرادي که بدين منظور بويژه به فرانسه مسافرت مي کردند، «توريست» ناميده شدند. جريان صنعتي شدن، رشد شهر نشيني، افزايش توليد، سرعت در وسايل ارتباطي و حمل و نقل و غيره ، باعث شده است که زندگي خانوادگي، مذهبي، گذران اوقات فراغت، ادبيات، هنر و تحولات اقتصادي – فرهنگي و سياسي عميقاً و سريعاً در مدت زمان بسيار کوتاهي دستخوش دگرگوني قرار گرفته و بدين ترتيب شيوه هاي توليد و معيشت و سکونت و مصرف و فرهنگ نيز متحول گرديده اند. اثرات اقتصادي، اجتماعي، سياسي و جغرافيايي انقلاب صنعتي که مبدأ آن را سال 1760 تعيين کرده اند ، در قرن نوزدهم ميلادي نمودهاي خود را عيان ساخته و شهرهاي زيادي که از نظر شرايط محيط توان گسترش داشتند، جمعيت زيادي را که در جستجوي کار، روستاهاي خود را ترک گفته بودند به خود پذيرفتند. بدنبال اين روند جمعيت پذيري ، چشم انداز جغرافيايي شهرها دگرگون شد و مهاجرتهاي بين قاره اي، اين روند را شدت بخشيد. جذب نيروهاي آزاد شده از جامعه روستايي در جامعه شهري و تبديل آنان از کارگران پراکنده کشاورزي به کارگران متمرکز صنعتي بافت اقتصادي – سياسي و اجتماعي شهرها را تغيير داد. تمرکز و جايگزيني اين عناصر شهري محيط مسکوني آنان را فشرده تر ساخته و چشم انداز يکنواختي را بوجود آورد. در طي چنين گسترشي ، اراضي و فضاهاي شهري را ساختمانهاي مسکوني بلعيدند و چهره هاي محيط بيش از پيش از مظاهر و چشم اندازهاي طبيعي خالي شدند. به عبارت ديگر ساکنين جوامع شهري لاجرم با چشم انداز يکنواختي از طبيعت تحت تصرف خود رو به رو بودند. نياز شديد به تنوع محيط طبيعي آنان را به گردش در پارکها و باغات يا نواحي سرسبز واقع در محيط درون و يا پيرامون شهري مي کوشند که به نحوي صنعت توريسم را ابعاد جغرافيايي مي بخشيد. از طرف ديگر تمرکز نيروهاي کار در محيط هاي شهري امکان ارتباط آنان با يکديگر و تشکيل سازمانها و تشکيلات صنفي را فراهم نموده و کارگران توانستند خواستهاي خود را در جهت محدود کردن زمان کار، بهبود شرايط و محيط کار، داشتن حق مرخصي ساليانه و نظاير اينها را مطرح ساخته و به دنبال کوششهاي پي گير به اخذ اين امتيازات نائل گردند به نحوي که زمان کار از روزي 13 تا 15 ساعت در روز در اواخر قرن نوزدهم به کمتر از نصف تقليل يافته و در برخي کشورها تا مرز 7 ساعت در روز يا 35 ساعت در هفته نيز رسيده است و اين امر نشان مي دهد که ضمن اينکه زمان خواب تقريباً ثابت مانده، اما اوقات فراغت و گردشگري به نحو چشمگيري فزوني يافته است. از اين هنگام به بعد، جنبش توريسم، با توسعه گرفتن جامعة صنعتي و حاصل آمدن پيشرفتهاي مادي دنبال مي شود. بروز انقلاب در امر حمل و نقل که نخست در راههاي آهن و کشتيهاي بخار اتفاق مي افتد و سپس به روالي بسيار انعطاف پذيرتر توسط اتومبيل ادامه مي يابد، تا بعدها که توريسم در نواحي دور دست با هواپيما، باب روز شد، عمل نقل مکان گردشگران را بسيار تسهيل کرده است. از سوي ديگر بر قرار ساختن رسم مرخصي با استفاده از حقوق، تا حدود زيادي در افزايش شمار استفاده کنندگان از تعطيلات ، موثر افتاده است. زيرا که برخوردار شدن از امتياز تعطيلات، خود نتيجة توسعة اقتصادي بشمار مي رفت. همين امر سبب شد که به مرور زمان، گردشگري و توريسم از انحصار افراد طبقات ممتاز و اشراف خارج شده و تقريباً تمامي قشرهاي اجتماعي را در کشورهاي توسعه يافته، سواي طبقة دهقانان که با بندهايي از الزام و انقياد، چون حفاظت از دامها، وابسته به محل دائم اقامت خويش اند را در بر بگيرد. هرچند که استفاده از ماشين آلات کشاورزي و رواج کشت گروهي، بيش از پيش دهقانان را از الزامات کارهاي کشاورزي رها مي سازد و زمينه را براي فراغت آنان از کار کشت را فرام مي آورد. زماني که بخش توريسم تنها به طبقات ممتاز جامعه اختصاص داشته است، تدارکات و تجهيزات مربوط به هتل داري متضمن وجود تعداد زيادي مهمانخانه هاي بزرگ (پالاسها) و يا اماکن مجهز بوده است. مردمي کردن بيش از پيش مراکز تفريح و سرگرمي، موجب تعدد هتلهاي ساده تر و بروز بحراني وخيم در هتل داري تجملي ، به ويژه در جريان سالهاي بحران اقتصادي (1953-1929 ميلادي) شده است و از آن پس نيز اين بحران بصورت تبديل هتلهاي شخصي به آپارتمان و فروش آپارتمانها به افراد، خود را نشان مي دهد. امروزه علاوه بر اينکه هتلهاي بزرگ و متجمل هنوز به توسعه خويش ادامه مي دهند، مراکز توريستي، به ويژه پيرامون اماکن مسکوني ارزان قيمت ، تثبيت شده اند: از آن جمله مي توان به حريمهايي که براي پذيرش چادرها و يا کاروانها در نظر گرفته شده اند و يا به اجاره دادن اتاقها در اماکن مسکوني اشاره نمود.
مفهوم واژه توريسم:
گردشگري معادل فارسي و كاملاً دقيق واژه Tourism در زبانهاي انگليسي، فرانسه و آلماني است كه بصورت مصطلح در زبان فارسي بصورت جهانگردي ترجمه شده است. ريشه اين واژه از اصطلاح Tornus يوناني و لاتين گرفته شده كه يكي از معاني آن گردش كردن و يا گشتن است و با پسوند Ism يا گري بصورت اسم مصدر Tourism يا گردشگري در آمده است.
اصطلاح «توريست» (Tourist) از قرن نوزدهم معمول شده است. در آن زمان اشراف زادگان فرانسه مي بايست براي تکميل تحصيلات و کسب تجربه هاي لازم زندگي، اقدام به مسافرت مي نمودند. اين جوانان در آن زمان توريست ناميده مي شدند و بعدها در فرانسه اين اصطلاح در مورد کساني به کار مي رفت که براي سرگرمي ، وقت گذراني و گردش به فرانسه سفر مي کردند و بعداً با تعميم بيشتر به کساني اطلاق مي شد که اصولاً به اين منظور به سفر مي رفتند. کم کم کلمه توريست به بعضي زبانهاي ديگر نيز وارد شد و از آن واژه توريسم (Tourism) بوجود آمد. از همان زمان توريسم و توريست به بعضي از مسافرتها و مسافريني گفته مي شود که هدف آنها استراحت و گردش و سرگرمي و آشنايي با مردم بود و نه کسب درآمد و اشتغال به کار. در زبان فارسي کلمه « سياح» در گذشته به کساني گفته مي شد که با هدف و منظور شخصي دست به سفر مي زدند؛ مانند ناصر خسرو و سعدي، و اين واژه در زبان فارسي تا نيمه اول قرن بيستم در معني فوق به کار ميرفت تا آنکه دو واژه جهانگرد و جهانگردي جاي آن را گرفت. واژه جهانگردي به اين سبب که در معني خود عبور از مرزهاي سياسي و سفر به ديگر کشورها را تداعي مي کند ، نمي تواند معني کامل توريسم را ادا نمايد. زيرا توريست ها به دو گروه توريستهاي خارجي و توريستهاي داخلي تقسيم مي شوند که واژه جهانگرد بيشتر در تعريف توريستهاي خارجي کاربرد دارد. در صورتي که توريستهاي داخلي نيز بايد در واژه گزيني فارسي کلمه توريست گنجانده شود. از اين رو واژه « گردشگر» رساتر از واژه جهانگرد بوده و گوياي اصطلاح توريست مي باشد.
تعريف توريست يا گردشگر:
در شناخت توريست يا گردشگر تعاريف مختلفي از سوي سازمانها و افراد مختلف ارائه شده است که ذيلاً به بخشي از آن اشاره مي گردد. واژه «توريسم» (Tourism) به مجموعه مسافرتهايي گفته مي شود كه بين مبدأ و مقصدي با انگيزه هاي استراحتي، تفريحي، تفرجي، ورزشي، ديداري، تجاري، فرهنگي و يا گذران اوقات فراغت انجام مي گيرد و در آن شخص توريست در مقصد اشتغال و اقامت دائم ندارد.
در سال 1925 کميته مخصوص آمارگيري مجمع ملل افراد زير را توريست شناخت:
1- کساني که براي تفريح و دلايل شخصي با مقاصد پزشکي و درماني سفر مي کنند.
2- کساني که براي شرکت در کنفرانسها، نمايشگاهها، مراسمات مذهبي، مسابقات ورزشي و از اين قبيل به کشورهاي ديگر سفر مي کنند.
3- کساني که به منظور بازار يابي و امور بازرگاني مسافرت مي کنند.
4- افرادي که با کشتي مسافرت مي کنند و در بندري در مسير راه تا 24 ساعت اقامت مي نمايند.
در سال 1937 نيز کميته ويژه اي در رم جهت بررسي پاره اي از مسائل صنعت توريسم تشکيل گرديد و تعريفي به اين شرح از توريست ارائه داد:
« افرادي که در يک دوره 24 ساعته يا بيشتر به يک کشور خارجي سفر مي کنند توريست خوانده مي شوند»
اين کميته مسافرتهاي زير را به عنوان حرکتهاي توريستي به شمار آورد:
1- افرادي که جهت خوش گذراني، دلايل شخصي و يا مسائل بهداشتي به مسافرت مي روند.
2- افرادي که براي شرکت در کنفرانسها مسافرت مي کنند.
3- افرادي که جهت انجام کارهاي بازرگاني مسافرت مي کنند.
4- افرادي که به يک گردش دريايي مي روند.
بر اساس تعريفي از سازمان ملل که بنا بر پيشنهاد کنفرانس بين المللي جهانگردي آن سازمان در رم ارائه گرديده؛ «توريست يا بازديد کننده موقت کسي است که بمنظور تفريح، استراحت، گذران تعطيلات، بازديد از نقاط ديدني، انجام امور پزشکي، درماني و معالجه، تجارت، ورزش، زيارت، ديدار ازخانواده، مأموريت و شرکت در کنفرانسها به کشوري غير ازکشورخود سفرمي کند؛ مشروط بر اينکه حداقل مدت اقامت او از 24 ساعت کمتر و از 3 ماه بيشتر نبوده و کسب شغل و پيشه هم مد نظر نباشد.» بر اساس تعريف فوق گردشگري داخلي در قالب صنعت توريسم قرار نگرفته و صرفاً به گردشگراني که از ديگر کشورها وارد يک کشور مي گردند اصطلاح توريست اطلاق مي شود.
دکتر پ.برنکر عضو انستيتوي بررسي جهانگردي وين، در تعريفي از توريسم عنوان مي دارد: «هنگامي که تعدادي از افراد يک کشور به طور موقت محل اقامت خويش را ترک نموده و به منظور گذران ايام تعطيل، بازديد از آثار تاريخي، شرکت در مسابقات و کنفرانسها، ديدن اقوام و خويشان، از نقطه اي به نقطة ديگر بروند، جهانگردي آغاز مي گردد.»
بنا به تعريفي ديگر: «عامل توريستي يا جهانگردي کسي است که عمل جهانگردي را انجام مي دهد و به سه دسته تقسيم مي شود:
1. توريستهايي که از خارج وارد کشور مي شوند.
2. توريستهايي که از کشور خود به کشور ديگر مسافرت مي کنند.
3. توريستهايي که مقيم کشور خود هستند و در داخل کشورشان مسافرت مي کنند.
انگيزه اينگونه افراد از مسافرت ، تفريح، معالجه، تجارت، تحقيق، زيارت، مأموريت و نظاير آن است.»
مرکز آمار ايران به منظور تفکيک توريسم از غير توريسم ، تعريف زير را از توريسم ارائه داده است: « توريست شخصي است که به کشور يا شهري غير از محيط زيست عادي خود براي مدتي که کمتر از 24 ساعت و بيشتر از يک سال نباشد سفر کند و قصد او از سفر، تفريح، استراحت، ورزش، ديدار اقوام و دوستان، مأموريت، شرکت در سمينار، کنفرانس يا اجلاس، معالجه، مطالعه و تحقيق و يا فعاليت مذهبي باشد.» مرکز فوق در تعريف غير توريست نيز آورده است: «غير توريست کسي است که کشور محل دائمي اقامت خود را به قصد اشتغال، اقامت دائم، پناهندگي، تحصيل، مأموريت در نمايندگيهاي سياسي خارج از کشور ترک نمايد»
دکتر محمد تقي رهنمايي از اساتيد گروه جغرافياي دانشگاه تهران نيز، در طرح جامع گردشگري استان اردبيل تعريف ذيل را از توريست يا گردشگر ارائه داده است: « توريست يا گردشگر به مسافري گفته مي شود كه با انگيزه هاي گردشگري به مقصدي مسافرت نموده و بيش از يك شب و كمتر از 6 ماه در مقصد اقامت نمايد، بدون اينكه اشتغال و اقامت دايم در مقصد داشته باشد.»
در جمع بندي تعاريف ارائه شده براي توريست يا گردشگر و بمنظور تعريفي جامع از اين واژه که در برگيرنده تمامي فعاليتهاي بخش گردشگري (اعم از داخلي و خارجي) باشد، مي توان تعريف ذيل را از واژه «توريست» يا «گردشگر» ارائه نمود: «توريست يا گردشگر به کسي اطلاق مي گردد که به منظوري غير از اشتغال يا اقامت دائم به مقصدي مسافرت نموده و حداقل يک شب و حداکثر يک سال را در مقصد اقامت نمايد و براي هزينه اقامت و فعاليت هاي گردشگري خود هيچ گونه درآمدي در مقصد مورد نظر نداشته باشد.» در اين تعريف هيچ تفاوتي بين توريست داخلي و توريست خارجي وجود نداشته و به هر دو گروه به يک چشم نگريسته شده است. کما اينکه در بسياري از مباحث مربوط به بخش توريست و يا صنعت توريسم، منظور از توريست ، افرادي است که از ديگر کشورها به يک کشور وارد مي شوند و بواسطه ارز آوري خود از اهميت شايان توجهي برخوردار هستند.
طبقه بندي انواع توريسم:
توريسم داراي انواع مختلفي بوده که بر اساس عوامل متعدد مي توان تقسيم بنديهايي را براي آن قائل شد. مهمترين عواملي که مي توان بر اساس آن انواع مختلفي از توريسم را تعريف و طبقه بندي نمود عبارتند از:
از نظر زماني: فعاليتهاي گردشگري را بشكل كوتاه مدت (كمتر از يك روز) ، ميان مدت ( يك تا سه روز) و دراز مدت ( بيش از سه روز) از يكديگر تفكيك مي كند.
از نظر مكاني: گردشگري را بصورت فعاليتهاي گردشگري در حوزه نزديك، حوزه مياني و حوزه خارج يا دور تقسيم بندي مي كند.
از نظر تابعيت: گردشگران به دو گروه گردشگران خارجي و بين المللي و گردشگران داخلي تقسيم مي گردد.
از لحاظ انگيزه سفر : بر اساس آن گردشگري با انگيزهاي استراحتي، تفريحي، درماني، زيارتي، فرهنگي، اقتصادي، ورزشي و … از يكديگر تفكيك مي شوند.
از نظر فصل گردشگري: موسم گردشگري را بر اساس فصول مختلف سال طبقه بندي مـي گردد. در اين طبقه بندي دو فصل تابستان و زمستان از اهميت بالاتري نسبت به فصول بهار و پائيز مي يابند.
از نظر شكل و سازمان دهي سفر: مانند سفرهاي انفرادي، گروهي، خانوادگي و … كه تركيب گردشگري را تعيين مي كند.
از نظر وسيله نقليه مورد استفاده: بر اساس نوع وسيله نقليه مورد استفاده براي انجام سفر طبقه بندي مي شود.
از لحاظ نوع و محل اقامت: گردشگران را بر اساس نوع و محل اقامت، هم از نظر كيفي و هم كمي طبقه بندي مي كند. مانند گردشگران مقيم در هتلها ، مهمانپذيرها ، خانه هاي ويلايي و يا پانسيونهاي خانگي، كمپينگ و …
تأسيسات اقامتي:
مجموعه واحدهايي كه براي اقامت گردشگران، خدمات اقامتي و يا وابسته به آنرا ارائه مي دهند تأسيسات اقامتي ناميده مي شوند. انواع تأسيسات اقامتي توريستي عبارتند از: هتل، متل، مهمانسرا، مسافرخانه يا مهمانپذير، پانسيون، هتل آپارتمان، اردوگاه جهانگردي، كمپينگ، مجتمع توريستي، ويلا يا آپارتمان شخصي (خانه دوم).
هتل: اقامتگاهي است با كيفيت و درجه بندي مختلف كه متناسب با امكانات، وسعت، تجهيزات، تعداد اتاق و تخت از يك تا پنج ستاره طبقه بندي مي شوند.
متل: اقامتگاههايي هستند كه بصورت مجموعه يا منفرد در مسير راههاي ارتباطي اصلي عمدتاً براي مسافران عبوري احداث مي شوند.
مسافرخانه يا مهمانپذير: تأسيسات اقامتي ساده و ارزان قيمتي هستند كه عموماً خدمات اقامتي ارائه مي دهند و از نظر كيفيت پايين تر از هتلها قرار دارند.
مهمانسرا: به گروهي از تأسيسات اقامتي گفته مي شود كه در سالهاي قبل از انقلاب در نقاط دور دست و شهرهاي فاقد هتل و اقامتگاه مناسب توسط سازمان جلب سياحان ساخته شدند. همچنين به اقامتگاههاي اختصاصي گفته مي شود كه سازمانها و ادارات مختلف براي اسكان مهمانان خود احداث مي كنند و معمولاً استفاده از آنها براي عموم مردم امكانپذير نيست .
هتل آپارتمان: به اقامتگاههايي اطلاق مي شود كه واحد اقامتي در آنها نه بصورت اتاق، بلكه بصورت آپارتمان بوده و داراي اتاق خواب، پذيرايي، آشپزخانه و سرويس بهداشتي بوده و بصورت مبله تجهيز شده و در اختيار مهمانان قرار مي گيرد.
مجتمع توريستي: به مجموعه اي از تأسيسات اقامتي، پذيرايي، تفريحي، تفرجگاهي، ورزشي گفته مي شود كه داراي تأسيسات متنوع بوده و مهمانان ضمن اقامات در آنها مي توانند از خدمات جانبي ديگري كه در آنها وجود دارد، استفاده نمايند، تأسيسات اقامتي در مجتمع هاي توريستي متنوع است و مي تواند بصورت اتاق، ويلا، آپارتمان، كمپينگ، محل پارك كاروان يا اتاقهاي سيار كه با اتومبيل يدك كشيده مي شوند باشد.
اردوگاه جهانگردي: به مجموعه اي از تأسيسات اقامتي منفرد گفته مي شود كه بصورت واحدهاي مجزا از هم در محوطه اي باز، ساخته مي شوند. عمدتاً اين اردوگاهها داراي اتاقكهاي كوچك و ساده اي هستند كه براي مشتريان كم درآمد در نظر گرفته مي شوند.
بنگالو: به مجموعه اي از اقامتگاههاي منفرد گفته مي شود كه داراي يك اتاق بزرگ با امكانات آشپزخانه، سرويس بهداشتي بوده و اغلب بصورت يك سوئيت يك اتاقه ساخته مي شود.
(شالهChallet) : به خانه هاي ييلاقي گفته مي شود كه در نواحي كوهستاني با مصالحي مانند چوب ساخته مي شوند. شاله ها مي توانند ابعاد متفاوت داشته باشند.
پانسيون: به نوعي واحد اقامتي گفته مي شود كه ظاهري ساده داشته و ضمن اقامت از خدمات پذيرايي نيز برخوردار است.
پانسيونهاي خانگي: به واحدهاي اقامتي گفته مي شود كه در تعداد از اتاقهاي ساختمان مسكوني صاحبان آن خدمات اقامتي ارائه مي دهند. در اينگونه پانسيونها، خانواده صاحب پانسيون تعدادي از اتاقهاي مازاد خود را به اقامت مسافران اختصاص داده و از آنان پذيرايي مي كنند.
ويلاهاي خصوصي: به اين نوع اقامتگاهها در ادبيات گردشگري خانه دوم يا Secound home نيز مي گويند. خانه هاي دوم كه عمدتاً در مناطق توريستي احداث مي شوند، بصورت اختصاصي توسط صاحبان و مهمانان آنها مورد استفاده قرار مي گيرند. مسافران اينگونه خانه ها هر چند كه عملكرد توريستي دارند ليكن از نظر اقامت به تأسيسات اقامتي موجود در محل وابسته نيستند. ليكن نيازهاي روزمره خود را از مـحـل تهيه كــرده و از خدمات موجود در مناطق توريستي استفاده مي کنند.
اقامتگاههاي آزاد: اين نوع اقامتگاهها فضاهاي باز و آزادي هستند كه هيچگونه تأسيساتي ندارند و صرفاً بخاطر زيبايي محل براي بر افراشتن چادر يا اقامت در فضاي باز مورد استفاده مسافران قرار مي گيرند. نمونه اين نوع اقامت را مي توان تقريباً در تمامي شهرهاي توريستي مشاهده كرد كه مسافران در كنار پياده روها يا چمن هاي پاركهاي شهري چادر برافراشته و بيتوته مي كنند.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|